تئوري طرد نسبيطبق اين نظريه انسان داراي دو ضمير آگاه وناخود آگاه است. ذهن ناخوداگاه انسان قادر به استدلال استقرايي نيست وفقط به صورت قياسي به تفكر و نتيجه گيري مي پردازد. اين دو ذهن يا ضمير در هر شرايطي دركالبد فرد وجود دارد. در حالت هيپنوز ذهن خودآگاه مجبور به عقب نشيني مي گرددتا ذهن ناخود آگاه باپيشروي جانشين آن گردد. درنتيجه استدلال فرد درحالت هيپنوز قياسي است.
تعريف هيپنوتيزم از ديدگاه افراد مختلف:
- ويليام .اس. كروجر هيپنوتيزم يك واقعيت پزشكي است
- پيررآل:هيپنوتيزم علمي است كه به وسيله آن شخصي كه موسوم به هيپنوتيزور است بتوانددرديگري به نام معلول يا سوژه خواب مصنوعي ايجاد كند.
- ارنست نولر:هيپنوتيزم علمي است كه به وسيله آن وجدان طبيعي سوژه بر وجدان نهايي و فوق طبيعي تاثير مي گذارد اين خاصيت در جميع اشياء عالم وجودداردلكن كيفيت آن در شيئي به حسب استعداد او وماده فرق ميكند.
- لغت نامه قوانين بلاك: هيپنوتيزم علمي است كه در درك ورفتار افراد به كمك دوعامل اثر ميگذارد.يكي استفاده از قوانين تلقين پذيري وديگري رسيدن به حالتي به نام خلسه هيپنوتيزمي.
- دكتر هيلگارد: هيپنوز يك نوع گسست در هوشياري ميباشديانوعي خيالبافي معطوف به هدف است.
- دكتر كاپلان:هيپنوز حالت يا شرايطي است كه شخص مي تواند به تلقينات مناسب پاسخ دهد اين حالت با تغييراتي درادراك حافظه و خلق فرد همراه است.
- دكتر هربرت اشپيگل: دردامنه آگاهي بشري اگر حالت آگاهي معلولي در ميان يك خط قرار گرفته باشددر يك انتهاي اين خط حالت اغماء يا بيهوشي كامل ودر انتهاي ديگرش هيپنوز يا تمركز زياد قرار دارد.حالت خلسه يا ترانس يك باريكه يا نواراز حالت تمركز وتجمع وضع آگاهي وتوجه انساني مي باشد كه بسياري از محركات غير مرتبط محيطي را حذف مي كند.
تاريخچه هيپنوتيزم:
هر چند اطلاعات چنداني درباره نحوه كشف هينوتيزم توسط انسانهاي اوليه نداريم ولي شواهد ومدارك بدست آمده حاكي از كاربرد آن در زمانهاي گذشته است. اثر وقايع هيپنوتيزمي برروي لوحهاي سنگي مصرو نيز نوشته هاي قديمي و نقاشيهاي بدست آمده از ديواره غارها از زمانهاي بسيار گذشته ديده مي شود حتي در اولين فصل كتاب تورات نيزدر مورد خواب عميق(هيپنوتيزم) مطالبي بيان شده است. در ميان اقوام مختلف نيز اين حالت خلسه و جذبه در قالب مراسم گروهي ظاهر شده وپس از هزاران سال هنوز هم به همان صورت تكرار ميگردد.
تاريخ هيپنوتيزم نوين با فرانس آنتوان مسمر(1734-1815م)آغاز مي شود. وي معتقد بود پديده هاي هيپنوتيزمي وابسته به مغناطيس حيواني هستند.كه اين جريان مغناطيسي از بدن هيپنوتيزم كننده خارج شده ووارد بدن هيپنوتيزم شونده ميشود.بعدها روش وي در درمان بيماريها مسمريسم ناميده شد.
دكتر جيمز بريد اولين فردي بود كه لغت هيپنوتيزم به معناي خواب را براي اين حالت انتخاب كرد. وي ابتدا تصور ميكردكه عامل اصلي در هيپنوتيزم نگاه است ولي بعد متوجه شد كه هيپنوتيزم جز تلقين شفاهي هيپنوتيزور وتلقين پذيري هيپنوتيزم شونده چيز ديگري نيست. دكتر جيمز اسديل ودكتر اليوتسون از هيپنوتيزم جهت بيهوشي بيماران ونيز جراحيهاي كوچك وبزرگ استفاده نمودند.دكتر شاركو نيز از اين پديده دردرمان بيماران هيستريكي بهره جست.
درطول تاريخ هيپنوتيزم دانشمندان بزرگي مانند فرويد شاركو پاولف اريكسون وهيلگارد و... درخشيده وتحقيقات گسترده اي در اين زمينه انجام دادندتا اينكه در سال 1957 انجمن هيپنوتيزم باليني در آمريكا تشكيل شد.
امروزه از بسياري از جنبه هاي هيپنوتيزم درپزشكي, روانپزشكي و دندانپزشكي استفاده مي شود.پزشكي جديد معتقد است كه بيشتر از 80% بيماريهاو بسياري از ناتوانيها ناشي از استرس وبويژه انقباضات عضلاني هستند وبا ريلاكس كردن عضلات كه طبعاً با آرامش روحي همراه است ميتوان از بروز آنها پيشگيري نموده ويا آنها را درمان نمائيم.
كاربردهاي باليني هيپنوتيزم :
به طور كلي كاربردهاي هيپنوتيزم به دوبخش باليني وغير باليني تقسيم ميشود.حيطه باليني هيپنوتيزم يا هيپنوتراپي باليني با قدمتي ديرينه درجهت تشخيص وكمك درمان وحتي درماني به كار گرفته شده است .طب نوين پزشكي هنوز در بسياري از موارد در شناسايي مكانيسم و نحوه درمان بيماريها ناتوان است. بهره گيري از توانائي هاي شخصي انسان حتي بااينكه هنوز فرايندي ناشناخته داردبسيار قابل توجه وكارآمد مي باشد.
هيچگاه نبايد از هيپنوتراپي انتظار معجزه داشت هر چند گاهي اوقات نيز بدون اغراق معجزه مي كند.در مواردي مانند تروماها واورژانسها كه پروسه هاي روتين پزشكي قابليت ارزيابي وكارايي دقيق وبا سرعتي را دارا است ديگر استفاده از روشهايي مانند هيپنوتراپي نبايد به كار برده شود.
آشنايي با فيزيوپاتولوژي بيماريها موارد احتياط تداخلات دارويي وغيره در مورد بيماري مورد نظر تنها توسط كادر پزشكي مورد نظر امكان پذير است واز دخالت افراد سودجو در اين زمينه بايدجلوگيري شودامروزه كاربردها ي هيپنوتيزم در حيطه پزشكي ودندانپزشكي بسيار گسترده است وردپاي آن تقريباً در تمام بخشهامانند روانپزشكي ،طب اطفال، ايمني ، پوست ،سرطان ، اندوكرين، راديولوژي پرستاري ،جراحي و... ديده مي شود ازطرف ديگر آشنايي وتخصص درمانگر در زمان بكارگيري هيپنوتيزم بسيار لازم وضروري ميباشد.كه اين روش در كنار دانش پزشكي نوين ميتوانند به عنوان مكملهاي يكديگر در جهت سلامت و بهداشت مورد استفاده قرار گيرد.
پديده هاي هيپنوتيزمي:
با مطالعه دقيق پديده هاي هيپنوتيزمي مي توان به ماهيت ترانس يا خلسه پي برد.
در هيپنوز تغييراتي در فيزيولوژي بدن ايجاد مي شود ازجمله اين تغييرات:تغيير ريتم قلب،كاهش فشار خون و كاهش مقاومت عروق محيطي و نيز كاهش متابوليسم پايه است . درجه حرارت بدن، مقاومت الكتريكي پوست، تعداد و عمق تنفس كاهش مييابد . تلقينات هيپنوتيزمي در تون عضلات و ترشحات غدد درون ريز تغييراتي ايجاد مي كنند اين تغييرات اساس بعضي از پديده هاي جالب هيپنوتيزمي هستند كه باعث جذابيت هيپنوتيزم شده است و نيز پديده هايي كه باعث اثرات درماني مي شوند .
برخي از پديده هاي هيپنوتيزمي عبارتند از : حالت كاتالپسي يا جمود عضلاني ، تغييرات در حواس پنجگانه، بي حسي هيپنوتيزمي ، سومنامبوليسم، تغييرات قدرت حافظه و رجعت سني و قدرت تلقين پذيري فوق العاده و غيره .
تئوريها و مكانيسمهاي هيپنوتيزم:
هيپنو تيزم همواره به عنوا ن يك معما مطرح بوده وآن را به عنوان يكي از هفت شگفتي روانشناسي به حساب آورده اند وتا كنون دانشمندان بسياري را به ميدان مبارزه علمي براي كشف حقيقت خود طلبيده است و هر كسي بنا بر ديدگاه خود برداشتي از اين پديده و فرايند داشته است . اگرچه تا كنون زواياي علمي بسياري از پديده هاي هيپنوتيزمي كشف شده ولي هنوز هم تئوري جامع وگويايي براي توجيه تمام پديده هاي هيپنوتيزمي وجود ندارد . مكانيسمها ي نوروفيزيولوژي و سايكوفيزيولوژي در عين پيچيدگي و ابهامات زيادي كه در آنها وجود دارد تا كنون سر منشاء تعالي بسياري از زمينه هاي علمي جديد بوده است. در اينجا اشاره اي كوتاه به تئوريهاي مطرح شده در مورد هيپنوتيزم مي كنيم :
1:Hynosis as a conditioned process leading to sleep. پاولف ضمن بيان اين نظريه چنين مي گويدكه در هيپنوتيزم يكpartial sleep داريم و عميق تر كردن نواحي مهاري لوكاليزه شده روي كورتكس ايجاد درجات متفاوتي از هيپنوز مي كند.
2.:Theories based on changes in cerbral physiology تئوريهايي چون مهار سلولهاي گانگليوني مغز مهار يكسري از فانكشنهاي مغزي وتحريك گروهي ديگر شيفت CNS به سمت سيستم وازو موتورتمركز يا تجمع محركهاي مركزي واحاطه شدن آنها با نواحي مهاري .
3.Hypnosis as a state of hypnosis
4.Atavistic theory or Immobilization theory
5deomotor activity and inhibition theory.
6.The dissociation theory
7.The role playing theory
8.Hyper suggestibility theory
9. ...
آنچه مسلم است اين است كه هيپنوتيزم بوسيله يك مكانيسم تنها قابل توصيف نيست وهر تئوري يك جنبه از آن را بيان ميكند . از جمله پديده هاي هيپنوتيزمي كه همواره محور بسياري از مطالعات علمي بوده است Hypnoanalgesia يا Hypnoanesthesiaمي باشد كه پيشرفتهاي شگفت آوري در اين تو صيف اين پديده ساده و شگفت اور ودرعين حال پيچيده و شگفت انگيز رخ داده است و از آن جمله ميتوان به نظريهNeodissociationهيلگارد اشاره كرد .هيپنوتيزم حتي از ديدگان نظريه كوانتوم نيز پنهان نمانده است و طرفداران اين نظريه نوين تلاش مي كنند تا به توجيه زواياي ناپيداي پديده هاي هيپنوتيزمي از ديدگاه خود بپردازند.
خطرات و عوارض احتمالي هيپنوتراپي:
اين درست است که هيپنوتيزم يکی از سالمترين و بی خطر ترين ابزارهای Alternative Medicine است اما نبايد با ساده انگاری از خطرات بالقوه ای که در کاربرد نامتناسب آن وجود دارد غافل باشيم در واقع پزشک در کاربرد هيپنوز برای درمان بيماران مانند هر روش و ابزار ديگری بايد کاملا از نحوه کاربرد موارد استفاده و موارد منع استفاده آن آگاه باشد .
در استفاده از هيپنوتيزم در هيچ گروه تشخيصی از مردم هيچ کنتراانديکاسيونی وجود ندارد بجز آنهايی که از Paranoid disorder ياschizophreniaParanoid رنج می برند .واين بخاطر اين نيست که هيپنوتراپی واقعا خطرناک باشد وبه بيماران صدمه برساند بلکه به دليل اين است که فرد پارانوئيد درک درستی از آن ندارد ...
به صراحت می توان گفت وقتی هيپنوز را يک پزشک آموزش ديده با تجربه شايسته دارای شرايط لازم بکار ببرد هيچ خطری برای بيمار ندارد حتی نه برای سايکوتيکها و نه ساير اختلالات شخصيتی.
اما يک اخطار بزرگ و حياتی اين است که تنها وتنها خطر واقعی هيپنوتراپی زمانی است که آن را يک هيپنوتيزور غير ماهر و بی صلاحيت انجام دهد .
Hypnosis is not a party game...
خود هيپنوتيزم:
خود هيپنوتيزم طريقي است براي نگرش به درون , رجعتي است به خويشتن خويش و با استفاده از خلسه هيپنوتيزمي انسان بينشي عقلاني و احساسي نسبت به خود پيدا مي كند . افرادي كه هيپنوتيزم درماني را بكار مي برند معتقدند كه ريشه بيماريهاي رواني انسان در نوعي نگرش منفي نسبت به خود محيط و آينده است و نوروز ها از طريق نوعي نگرش منفي نسبت به خود ايجاد مي شود. درمان اين بيماريها بوسيله خود هيپنوتيزم ودادن تلقينات سازنده و عقلاني به خود ممكن است. خود هيپنوتيزم خود تلقيني يا تلقين به نفس است . در اصل همه هيپنوتيزم ها از نوع خود هيپنوتيزم هستند و اگر فرد خودش نخواهد در حالت خلسه قرار گيرد اين غير ممكن است. در دگر هيپنوتيزمي فردي ديگر با مهارت خود سوژه را راهنمايي مي كند تا در شرايط خلسه قرار گيرد و سپس تلقينات لازم را به او مي دهد.در خود هيپنوتيزم خود فرد نقش اين راهنما را بازي ميكند و فرايند درماني را خودش اداره مي كند . در خود هيپنوتيزم اهميت تصوير سازي به مراتب از تمركز كه در دگر هيپنوتيزمي استفاده مي شود بيشتر است . در بيشتر روشهاي درماني هيپنوتراپي , خود هيپنوتيزم جزئي از برنامه درماني است . استفاده از اين روش در درمانها به منظور افزا يش اعتماد به نفس , افزايش اميد به درمان , سرعت بخشيدن به بهبودي كنترل اضطراب و كسب آرامش ايجاد سازگاري با بيماري و پذيرش آن و راه بهبود آن ،افزايش كيفيت زندگي بيماران , كاهش و تسكين درد و ... انجام ميشود. همچنين به منظور افزايش قدرت حافظه و يادگيري، افزايش قدرت تمركز و مهارتهاي اجتماعي ونيز كسب موفقيتهاي مختلف در زندگي و... به طور گسترده در بين افراد جامعه به خصوص دانش آموزان و دانشجويان قابل استفاده است .
تصورات غلط در مورد هيپنوتيزم:
تصورات غلطي كه در هيپنوتيزم در جامعه وجود دارد سد مهمي را در راه پيشرفت علمي آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله اين تصور كه هيپنوتيزم نوعي خواب است. در حالي كه تحقيقات مختلف نورولوژيك نشان مي دهد كه امواج مغز در هيپنوتيزم با خواب متفاوت است علاوه بر آن ازنظر سايكولوژيك هم خصوصيات فرد هيپنوتيزم شده با فردي كه به خواب رفته است متفاوت است . تصورات غلط ديگر مانند اعتقاد به اينكه در حالت هيپنوتيزم فردكنترل رفتاري خود را از دست مي دهد و تحت تسلط هيپنوتيزور قرار مي گيرد يا افرا د كند ذهن هيپنوتيزم مي شوند يا اينكه فرد هيپنوتيزم شده ممكن است بيدار نشود يا اينكه افراد ساده لوح زودتر هيپنوتيزم مي شوند و صدها تصور غلط ديگر . در حالي كه حقايق علمي نشان مي دهد افرادفقط در صورت تمايل مي توانند هيپنوتيزم شوند و در حين هيپنوتيزم در صورتي كه تلقينات ارئه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتي در مقابل آن ايستادگي مي كنند و در هر مرحله از هيپنوز در صورت تمايل مي توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنين مشخص شده كه برعكس تصور حاكم , افراد با هوش هيپنوتيزم پذيري بالاتري نسبت به بقيه افراد جامعه دارند .
خلاصه آنكه مدارك علمي فراواني وجود دارد كه بسياري از اين تصورات غلط را به صورت علمي رد مي كند .
آيا همه افراد قابل هيپنوتيزم شدن هستند ؟
تحقيقات و مشاهده علمي جديد در زمينه هيپنولوژي اطلاعات خيلي بيشتري در دسترس ماقرار داده است .
با توجه به متدهاي جديد متنوعي كه در دسترس قرار گرفته اند , تصور مي شود در اكثريت عظيمي از افراد بشر قابليت هيپنوتيزم شدن وجود داشته باشد .
در هيپنوتيزم از روشهاي بدون كلامي مي توان استفاده كرد و به اين ترتيب حتي افراد كر و لال هم هيپنوتيزم شده اند .اين مسئله اين اهميت را دارد كه براي مقاصد درماني لزوماًنيازي به خلسه هاي عميق هيپنوتيزمي نيست و با درجاتي از آرميدگي كه براي تمام افراد به سادگي قابل دسترسي است, امكان درك و قبول تلقينهاي درماني در رفتار و اعمال آنها امكان پذير است.
براي انجام يك جلسه هيپنوتراپي چه امكانات و زماني صرف مي شود ؟
هيپنوتراپي در بسياري از بيماريهاي مزمن هزينه هاي درماني را كاهش مي دهد زيرا هيپنوتيزم باعث كاهش طول دوره درمان مي گردد.
مدت جلسات هيپنوتيزمي به عوامل مختلفي بستگي دارد از جمله نوع بيماري ,خصوصيات هيپنوتيزمي بيمار ,روشهاي مورد استفاده توسط درمانگر وغيره .
اما استفادهاز هيپنوتيزم در درمان ممكن است بين چند ثانيه تا حدود يك ساعت وقت بگيرد .حتماً لازم نيست فرد به طور كلاسيك مراحل ايجاد خلسه را طي كند. در بعضي از موارد بيمار بدون اينكه خودش متوجه شود يا تغييري در وضعيت او ايجاد گردداز پديده هاي هيپنوتيزمي استفاده مي شود.
روشهاي ساده اي وجود دارد كه همه افراد مي توانندبه طور روزمره از آنها در افزايش عملكردهاي خود ودرمان بيماريها استفاده كنند . براي مثال :
قبل از به خواب رفتن در رختخواب طاق باز دراز بكشيد , تمام بدنتان را كاملاً رها كنيد دستها و پاها از همديگر جدا باشند , به آرامي ده نفس عميق بكشيد و در حين اين عمل كم كم خود را در فضاي آرامش بخش مثل كنار دريا يا جاي سرسبزيامحل دلخواه تصوركنيد. در صورتي كه اين مراحل را به خوبي انجام داده باشيد به آرامش عميق مي رسيد , در اين شرايط تلقينات مناسب را مي توانيد به خود بدهيد.
منابع براي مطالعه بيشتر:
· Froom,e.,&Nash,m.r.Eds.(1992).Contemporary hypnosis research.New York:GuilifordPress.
· Undolf,R.(1987).Handbook of hypnosis for rofessionals.New York:Van Nostrand Reinold.
· Sheeha,P.W.,&Perry,C.W.(1976).Methodologies of Hypnosis.Hillside,NJ:Erlbanum.
· Brown,D.P.,&from,E.(1986).Hypnotherapy and hypnoanalysis.Hillsadle,NJ:Elbanum.
· Crasilneck,H.B.,&Hall,J.A.(1985).Clinical hpnosis:Principle and applications.New York:Gurne&saturattion.
· Haley,J.A.Advanced techniques of hypnosis and hypnotherapy. NewYork:Gurne & Saturation, 1996.
· AndreM.Weitzenhoffer.The practice of hypnosis ,2000.John Wiley &Sons,Inc.
· Mikhael Heap,kottiyattil K. Medical and dental hypnosis.4th ed. Edinburgh;New York. Churchill Livingstone,2002.
· Thom dowel,Northvale,NJ.Cognitive hypnotherapy.Jason Aronason,2000.
· Ranjit Kumar.Research methodollogy,a step by step guid for beginners.London stage,1999.
11
مراحل عملی هیپنوتيزم
تعلق و وابستگي به جسمانيت وعادت کردن به آن ، دليل بسياري از مشکلات روحي يا حتي از دست دادن لذتهاي بي نهايتي است که خداوند امکان تجربه آن را به بشر داده است ...لذا اولين مرحله و گام در رسيدن به عالم آرامش و در واقع رسيدن به او ، رها شدن از جسم و قطع تعلقات است .
مقاله زير آموزش ساده ترين نوع خود هيپنوتيزم به عنوان Relaxation ، مقدمه اي براي کنترل ذهن ، راز اصلي تمرکز قوا و حذف تنشهاي غير ضروري و زيانبار بدن است .
مراحل يازده گانه:
1>شروع خواب مصنوعي> مکاني ساکت و دنج پيدا کنيد ، آرام روي صندلي اي راحت بنشينيد و يا در جايي نرم دراز بکشيد (گذاشتن موسيقي اي آرام يا صداي طبيعت مي تواند کيفيت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشماريد به طوريکه شماره ها يک در ميان با دم و بازدم تنظيم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسي عميق بکشيد و 15 ثانيه نگهداريد سپس با شماره 9 بيرون دهيد و همينطور الي آخر. . . در ضمن تصور کنيد لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگينتر مي شود.
2>رها سازي پاها> ابتدا پاي راست خود را از انگشتانش تا کمر(يا تا زانو)در ذهن مجسم کنيد . آن را احساس کنيد و در ذهن خود تصور کنيد که تمام اجزاي آن مثل خمير شل ، گرم و سنگين شود ؛ سنگين سنگين ،اين کلمه را 5 بار تکرار کنيد ؛ وارد جزئيات شويد و سعي کنيد به ترتيب عمل کنيد يعني به خود القا کنيد که پاي راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگين و گرم شده اند بعد همينطور پاي چپ(براي اينکار مي توانيد در ذهن خود 5 بار به پاهايتان دستور بدهيد که آرام سنگين و گرم شو و بگوييد لحظه به لحظه پاهايم گرمتر و سنگينتر و شل تر مي شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگين و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنيد .)
3>رها سازي تنه> يک نفس نيمه عميق و آرام بکشيد و همه بدنتان را رها کنيد.حالا عضلات شکم ، سينه ، سرسينه ها و پهلوها را رها کنيد ؛ تصور کنيد تمام قسمتهاي بدنتان شل شده اند لذا اين قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگين و گرم شده باور کنيد ، مي توانيد 5 بار ذهني بگوييد از کمر تا کتفم شل و سنگين شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر مي شود .(به تصوير کشيدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده اي مثل خمير يا هر ماده اي که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسيار کمکتان مي کند)
4>رها سازي دستها> منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان مي باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنيد ،دقيقا مانند مراحل قبل ؛يعني تصورکنيد تمام اجزاي دست مورد نظر شل و سنگين شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنيد و 5 بار به خود بگوييد دست چپم شل و سنگين شده است ،آرام و رها .
5>رها سازي کتفها و بازوها> کتفها و بازوهايتان را شل ، سنگين و بدون هيچ انقباضي قرار دهيد (همانطور که با اعضاي قبلي رفتار کرديد) ، مي توانيد تصور کنيد همينطور که بازوهاي شما سنگين، شل و گرم مي شوند به تدريج مثل خميري نرم ، روان به سوي پاهايتان در جريان است .
6>رها سازي سر> حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پيشاني ، گوشها ، ماهيچه هاي زير چشم و موها رسيده است .تصور کنيد اختيار اين قسمتها دست شما نيست و همه شان شل ، گرم ، سنگين و مايع شده اند ؛ رهايشان کنيد و در ذهن ببينيد صورتتان آرام و آسوده شل شده است .
7>چسباندن پلکها> اکنون تصور کنيد پلکهايتان شديداً به هم چسبيده اند ، يعني تصور کنيد آنها را با قويترين چسب دنيا به هم چسبانده اند و شما در ذهن خود مجسم کنيد که نمي توانيد چشمهايتانرا باز کنيد آرام آرام عضلات صورت را شل کرده و رهايشان کنيد .
8>پاکسازي آلودگيها> در اين مرحله در ذهن و خيال خود تصور کنيد هوايي زلال و شفاف (ترجيحا قابل رويت) به درون ريه هايتان مي فرستيد به طوريکه اين هوا علاوه بر ريه ها ، به تمام سلولها و اتمهاي اجزاي ديگربدن نيز وارد شده و همه عضلات داخلي و ماهيچه ها و مغزتان را پاک پاک پاک ، صاف و زلال و شفاف مي کند و به همين دليل هواي وارد شده سياه رنگ مي شود ؛ پس در بازدم ، آن رنگ سياه که در واقع بيماريها ، نقطه ضعفها ، ناراحتي ها و مشکلاتتان است بيرون مي رود . اين تنفس شامل دم پاک و بازدم سياه رنگ را مرتب تکرار کنيد و تصور کنيد که با بيرون رفتن تنشها و بيماريها به صورت دود سياه ، لحظه به لحظه شادابتر و سرحالتر مي شويد و رفته رفته رنگ سِاه بازدمها نيز کمتر مي شود تا آنجا که هم دم و هم بازدمتان زلال و شفاف و پاک مي شوند و در واقع تمام سلولهاي بدنتان را پاک و تميز و جوانتر شده مي بينيد .
9>افزايش کيفيت آرامش> تصور کنيد کنار دريا در ساحلي بسيار زيبا يا کنار رودخانه اي جنگلي يا در باغي سرسبز و آرام يا روي تشکي نرم و لطيف يا قايقي راحت در وسط اقيانوسي آرام زير گرماي مطلوب خورشيد ونسيم خنک پرطراوتي(و خلاصه هر مکان و فضاي آرامشبخشي که بودن در آنجا را دوست داريد )دراز کشيده ايد ؛ احساس کنيد که نسيم دريا يا صداي آب شما را آرام و آرامتر مي کند ، خورشيد به صورت حرارتي مطبوع بر شما مي تابد و بدنتان را نوازش و گرم مي کند . حالا در ذهن بگوييد لحظه به لحظه آرامتر مي شوم ، دستهايم ، پاهايم ،کمرم ،سينه ام ،شکمم ،عضلات صورتم همه سنگين و سنگين تر مي شوند .دست چپم ، سنگين شده سنگين سنگين ، دست راستم شل و آرام شده سنگين سنگين ، گرم گرم ؛ هر نفسي که مي کشم مشکلات ، تنشها ،بيماريها و انقباضها از بدنم حذف ميشود و من آرام و راحتم ، پاهايم ، سينه ام و سرم سنگين و گرمند ، من راحتم من آرامم . در اوج نشاط وآرامش ، آسوده و راحت ، رها و آزاد و شاد و اميدوار .(دقت کنيد که تکرار اين کلمات و تصور کردن دوباره اجزاي بدن به صورتي آرام در افزايش کيفت آرامش شما بسيار مهم است).
10>تلقين خواسته ها> اين مرحله ، مرحله تلقين دقيقتر آمال است ؛ هر چه مي خواهيد و هر آرزوئي که داريد به صورت جمله اي کوتاه در ذهن خود بيان کنيد مثلا بگوئيد من هر لحظه به لحظه و روز به روز از هر لحاظ بهتر مي شوم يا من در درسها يا کارم موفق هستم ،يا من ثروتمندم ،يا من سالمم . حتما اين جملات را به زبان حال (نه اينکه از اين به بعد مي خواهم باشم)و با ساختاري مثبت بيان کنيد (ا زکلمات منفي و کلمه نه خودداري کنيد) . جملات را چندين بار تکرار کنيد و تصور کنيد که به هدف خود رسيده ايد .دوستان را ببينيد که برايتان شادماني مي کنند ، صداها را بشنويد که به شما تبريک مي گويند ، افراد و دوستان شما را در بغل کرده مي بوسند و موفقيتتان را تبريک ميگويند ، احساس بسيار بسيار خوبي داريد .خوش به حالتان.
11>بيدار شدن از خواب مصنوعي> آرام آرام از 1 تا 10 بشماريد ، با هر شماره تنفس را تندتر کنيد کوتاه و سريع ، و به خود بگوييد وقتي به 10 رسيدم چشمهايم را باز مي کنم ، شاداب و سر حالم ، کاملا با نشاط و سرحال ، خوشحال و پر انرژي . انگشتان پاي راست را تکان بدهيد ، آنگاه انگشتان پاي چپ ،ساق پاي راست و ساق پاي چپ ؛رانها را به حرکت درآوريد ؛ پاها را بالا بياوريد ؛ دستهايتان را تکان دهيد ؛ گردنتان و عضلات صورت را منقبض کنيد ، تکان بخوريد ، شاد و سر حال چشمها را باز کنيد و بعد از 30 ثانيه بنشينيد با اين عمل شما امواج آلفا مغز خود را فعال مي کنيد .( تذکر مهم اينکه در مرحله 11 حتما با تلقين معکوس ، حالت سنگيني و کرختي بدنتان را حذف کنيد مثلا بگوييد پاي چپم سبک شده ، دمايش عاليست و راحتم ، همچنين حتما تلقين کنيد من بعد از بيداري شاد و سرحال و پر انرژي مي شوم ، تمام اعضاي بدنم در حالت عادي راحتتر و پر انرژي اند.)
نکاتي بيشتر:
> تقسيم کردن بدن به اجزاي بيشتربدين منظور است که عمل تن آرامي به آساني امکانپذير شود .زيرا مغز فرمانهاي جزئي را سريعتر از فرمانهاي کلي به اجرا مي گذارد . پس بدن خود را قسمت به قسمت شل کنيد تا به مرحله مفيد و موثر تن آرامي برسيد.
> مثالها ، ترتيب و جملاتي که در اين مراحل آورده شده بود بي شک ثابت نيستند ؛ بخصوص در مراحل 8 ،9 و 10 تا آنجا که مي توانيد قوه تخيلتان را به کار بگيرد .طبيعتا پس از انجام يکي دو بار مي توانيد متناسب سيستم روحي ، جسمي و نيازهاي خود آنها را تغيير دهيد و سعي کنيد تمام مراحل را براي خود سفارشي(Customize)کنيد .
> با توجه به تکنيکهاي NAC (علم تداعي عصبي شرطي ) در ابتداي مرحله 11 که شروع به برگشت به حالت عادي مي کنيد در ذهن خود تصور کنيد مثلا دست چپتان را مشت کرده ايد . بعدها در مواقع ضروري ، هر وقت و هر جا ، در جمع ، ماشين و محيطي شلوغ يا پرتنش که شما اين کار يعني مشت کردن دست چپتان را انجام دهيد و چشمهايتان را ببنديد ، بلافاصله احساس آرامش مي کنيد و امواج آلفا ، مغز شما را شاد مي کنند.
> در ضمن ذکر اين نکته نيز لازم است که منظور از گفتن فلان جمله در مراحل مذکور آن نيست که آنها را به زبان بياوريد بلکه بايد طوري بيان و احساس شود که کل وجود شما جملات مورد نظر را فرياد کند.
> مي توانيد جملات مورد نظر را با تنظيم زمانبندي مناسب ،همراه موسيقي اي ملايم بر روي يک نوار کاست ذخيره کرده و از آن در حين انجام دادن مراحل استفاده کنيد .
> مسلما رفتن به حالت Relaxation و اعمال مشابه براي عوض کردن اجتماع يا آدمهاي اطرافتان نيست بلکه روشي است تا شما را با روحتان آشتي دهد و قدرتهاي نامتناهي اي که خداوند متعال در اختيارتان قرار داده را به کنترل شما درآورد تا بوسيله آنها بتوانيد در برابر محيط ، موقعيتها ، فرصتها و افراد پيرامونتان بهترين تصميم و عکس العمل را به کا بنديد ...
3